آغاز جنبش دانش‌آموزی 1391/11/1



آغاز جنبش دانش‌آموزی
با آغاز به كار رسمي جنبش دانش آموزي همزمان با 13 آبان سؤالهاي ريز و درشت زيادي فراروي مخاطبين ما، يعني اعضاي انجمن هاي اسلامي دانش آموزان قرار گرفت. سؤالهايي از قبيل جنبش چيست؟ ويژگيهاي و شرايط تحقق آن كدامند؟ شرط موفقيت يك جنبش چيست؟ آيا فضاي دانش آموزي آمادگي براي ايجاد يك جنبش فراگير را دارد؟ دورنما و اهداف جنبش چيست؟ و ....... دو نياز اساسي در اين حركت كلان كشوري مشهود است: اول) راه اندازي اتاق فكر به منظور طراحي اهداف، سياستها و برنامه ريزي كلان جنبش دوم) تشكيل ستاد اجرايي بر اين اساس دبيرخانه جنبش دانش آموزي به منظور تمركز بخشيدن و جمع آوري كليه طرح ها و برنامه ها نظرات انتقادات و پيشنهادها تشكيل گرديد تا نسبت به ترفيع دو نياز اساسي (راه اندازي اتاق فكرو تشكيل ستاد اجرايي) اقدامات مربوطه را به انجام رساند. سخنرانی حاضر دومين شماره از سلسله بولتنهاي تحليلي و تبييني پيرامون جنبش دانش آموزي است كه براي مسؤلان محترم اتحاديه استان ها و شهرستانها ارسال مي گردد.

آغاز جنبش دانش‌آموزي

 (سخنراني حجت الاسلام حاج علي اكبري در مجمع كادر اتحاديه- 13/8/82)


ضيافت كرامت

ماه مبارك رمضان ماه طلوع خورشيد كرامت الهي در اوج خود و يك فرصت بسيار استثنايي در طول سال است. يعني ضيافت كرامت است. اين فرمودند شهر الله، يعني شهر الكريم، شهر الغفور، شهر الرحيم، شهر الرحمان، شهر اللطيف يعني ضيافت به همين وسعت. شايد اگر ما آن مناجات سحري حضرت باقر –عليه السلام- را نداشتيم؛ نمي توانستيم به عظمت اين ماه پي ببريم. آن بيان قرآني در معرفي ماه مبارك رمضان و كلمات نبي اكرم –صلي الله عليه و آله و سلم- اينجا تبيين شد و معلوم شد ماه مبارك رمضان، آن سفره ضيافتش چه سفره اي است. وقتي شما مي خوانيد: تا آخر اين دعاي نوراني و در همه ي اين دعا از خداي متعال او را طلب مي كنيد، مشخص مي شود كه اين ضيافت چه ضيافتي است. هم بهره مندي از معارف قرآني است كه انسان در اين ماه بايد همت خود را در استفاده از قرآن كريم بلند كند؛ هم توسل به انسان كامل و بهره مندي از اولياي خدا به ويژه از حضرت ولي عصر- عليه السلام -  و هم تلاش براي رسيدن به نقطه اوجي از توبه و استغفار مي باشد.

ماه مبارك رمضان بهار استغفار است. بهترين زمان براي تمناي مغفرت الهي است. اين كه فرمودند: بار معنايي سنگيني دارد. يعني واقعاً اگر كسي نتواند در ايم ماه بار مغرفت خود را ببندد، در هيچ زمان و مكاني نمي تواند. اين جا كه خدامي متعال اصرار دارد ببخشد، اگر شما نتوانستيد آمرزيده شويد ديگر چه وقت؟ اگر كسي إن شاء الله توانست در اين ماه با اصرار خود، حج بيت الله حرام را در فهرست مقدرات شب خود جاي دهد، و به سلامت و عافيت و معرفت قدم او به عرفات برسد، ممكن است كسري اينجا را جبران كند. اما كدام عقلي است كه اين نقد را رها كند به اميد اينكه آن اتفاق بيفتد. اميدواريم إن شاء الله توفيق شامل حال همه ي ما بشود. خلاصه اين فرصت را بايد خيلي غنيمت دانست.


ماه رفاقت با پروردگار

از قرآن كريم استفاده مي كنيم كه اين ماه ماه رفاقت با خداي متعال است. همين آيه اي كه تلاوت شد، بزرگترين شاهد ما در اين مسأله است. چون اين آيه صميمي ترين ايه قرآن كريم در ارتباط با پروردگار متعال است. يعني حقيقتاً از اين صميمي تر ما آيه اي در رآن سراغ نداريم. جايي كه خداوند متعال خود را نزديك معرفي مي كند. و اين در پاسخ به اين سؤال است كه بگويند خدا را براي ما توصيف كن. اگر خواستند در باره ي من بدانند جواب يك كلمه است. از اين فضا صميمي تر و با صفا تر امكان دارد؟ موانع را بايد انسان همت كند و كنار يزند رمضان يعني ماهي كه انسان خدا را در تمام وجود خود احساس كند اميدواريم إن شاء الله شهد شيرين اين درك مقدس كام همه دوستان عزيز را شيرين كند و اين نصيب مستمر باشد و در بقيه سال هم ادامه داشته باشد و ما از اين ارتباط نزديك با خداي متعال بتوانيم بهره مند شويم. بهنرين راه آن هم عبارتست از اينكه ما باب يك نوع گفتگوي صميمانه و بسيار شيرين را با خداي متعال براي خود باز كنيم. اگر اين سندها را از اولياي خدا نداشتيم، نمي دانستيم حالا چه طور مي شود اين كار را كرد. دستمان خيلي بسته بود اما با وجود مناجات شريفه ابو حمزه ثمالي در سحرهاي ماه مبارك رمضان، با وجود متن فاخري مثل دعاي شريف افتتاح كه از منشأت خود حضرت ولي عصر –عجل الله تعالي فرجه الشريف- است؛ ديگر معلوم است چقدر مي شود از اين ظرفيت استفاده كرد. اين فرصت ها را نبايد از دست داد و اين شب و روزها زا بايد براي اين هدف بزرگ مغتنم بشماريم. به هر حال اميدواريم خداي بزرگ كمكمان كند؛ هم عظمت اين ماه را به ما الهام كند هم وظايفمان را در اين ماه به ما لهام كند هم همت ما را در استفاده درست از اين ضيافت الهي بلند كند و توفيقات ما را فراوان گرداند، به عنايت خود و لطف خود إن شاء الله الرحمن.


طراوت معنوي در محيط كار

ماه مبارك رمضان در محيط هاي كاري مؤمنين هم آثار و بركاتي خوبي را از خود به جاي مي گذارد. يعني اين طروات معنوي خود به خود در جريان زندگي عمومي انسان به ويزه در محيط كار او خود را نشان مي دهد. مخصوصاً اين كاري كه دست من و شما هست و بالاخره يك امانتي است. تعبيري كه رهبرِ عاليقدر در جلسه اين هفته داشتند، همان مسأله تقوي است. اين تقوي خيلي كلمه ي خوش ظرفيتي است. در فرهنگ قرآني بسيار كلمه با معنايي است. خيلي قضايا را در خود جمع مي كند و زير پوشش قرار مي دهد. طلوع اين تقوا در محيط كار ما و در حوزه مسئوليت ما خوب است ترجمه شود كه مثلاً هر كسي حساب كند كه اين افزايش تقوا و توجه به خداي متعال و احساس مسئوليت وانگيزه الهي و تقويت آن بالاخره در كار ما چه سهمي داشت. اگر بنا شد كه كار ما همان وضع قبل خود را داشته باشد يك بايد سؤال بكنيم كه آيا ما وارد شديم به ماه مبارك رمضان يا نشديم؟ اين هم نكته اي است كه إن شاء الله بايد همه ي ما به آن توجه كنيم و پروردگار متعال را بخوانيم به اسمائش به حق اوليائش كه در اين شرايط خطير، وظايف بزرگي را كه مخصوصاً در اين حوزه حساس دانش آموزي بر عهده ماست، إن شاء الله بتوانيم انجام دهيم.


مديريت كيفيت و بهره وري مناسب

در مورد اتحاديه لازم است كه از تلاشهاي همه دوستان عزيزم در مسئوليتهايي كه بر عهده دارندتشكر كنم و بر بعضي از محورها مروري داشته باشم و علاقه مند هستم كه فرصتي هم براي فرمايشات شما باشد.

از اين كه مي بينم دوستان عزيز ما در حال تلاش هستند؛ دبير كل عزيز در حوزه اجرايي، رئيس محترم شوراي مركزي و شورا و ساير دوستان، خداي متعال را سپاسگزار هستمو همچنين در سطح استان ها و شهرستان ها پيشرفت را در كار احساس مي كنيم. قدم هاي تازه اي كه دارد برداشته مي شود، محسوس است و سعس همه دوستان نزد خداي متعال مشكور است و إن شاء الله از عنايات ويژه حضرت ولي عصر –بهره مند خواهند شد. همين هماهنگي كه بين بخش هاي گوناگون وجود دارد و بالاخره به صورت يكپارچه مقصدي را تعقيب مي كنيم.، اين ها خيلي براي ما مغتنم است. دوستان، بايد بيشتر از اين ها تلاش كنند. يعني اين وضعي كه ما حالا داريم، با آن چه توقع است فاصله دارد و احساس مي كنم كه زمان ما براي انجام كارهاي مهمي كه بر عهده ي ما هست اندك است. هنوز زمان به نفع ما نيست. اگر درست در مسير باشيم و پرشتاب و در مسير بهره وري شايسته از فرصت ها،آن وقت، زمان به نفع ما شده است. آن جايي است كه ما به مديريت كيفيت و شرايط مطلوب و بهره وري مناسب رسيده ايم. نظر من اين است كه به رغم همه زحمت هايي كه دوستان عزيز مي كشند، ما هنوز در يك چنين روندي قرار نگرفته ايم. بايد همه همت كنند كه ما إن شاء الله به سرعت به اين  موقعيت منتقل شويم. اين البته همت و تلاش جدي همه ي دوستان عزيز را مي خواهد. از شما اين كار بر مي آيد. منتهي نيلز لسا كه با تدبير بيشتر، با همت بيشتر، و با نشاط بيشتر وارد اين ميدان شويم.


جنبش دانش آموزي

در مورد جنبش دانش آموزي كه بحمد الله اعلام شده است، امروز اين جلسه ما فرصت خوبي تلقي مي شود. روز 13 آبان همراه با بركت ماه مبارك رمضان، روزي است كه با ما خيلي ارتباط دارد. امروز، روز دانش آموز است و پيش بيني ما هم اين بود كه همين 13 آبان در واقع نقطه شروع اين حركت تازه تلقي شود. بحمد الله طي همين چند وقتي كه از اعلام مسأله مي گذرد با توجه به واقعيت هاي تشكيلات و ظرفيت هايي كه در مجموعه داريم، قدم هاي خوبي هم برداشته شد.


نقطه عطف حيات تشكيلات

توقع من اين است كه دوستان عزيز به سرعت، خود را به اين نقطه عطف در حيات تشكيلات برسانند، چون واقعاً اگر اين مسأله تلقي درست نشود، و ما در واقع يك برداشت هماهنگ و جدي از آن نداشته باشيم، اتفاقي نخواهد افتاد. يعني ما به آن نقطه مطلوب نمي رسيم و همان طور كه من در بعضي ار جمع ها خدمت دوستان عزيزم عرض كردم، در حال حاضر، حيات تشكيلات ما از جهت انجام وظايف ذاتي خود نسبت به انقلاب، وابسته به يك چنين حضوري در افكار عمومي دانش آموزان و در سطح جامعه دانش آموزي كشور، بلكه در محيط فرهنگي كشور مي باشد. يا مي توانيم اين كار را به سرانجام برسانيم، يا نمي توانيم. اگر نتوانيم اين كار را انجام دهيم، به نظر من آن وقت قضاوت اين خواهد بود كه دوران حيات اتحاديه ديگر به سر آمده و در اين مقطع ديگر كار خود را انجام داده است. طي اين دو دهه اي كه پشت سر گذاشته است، وظايف خود را انجام داده است و ديگر بايد خداحافظي كند و بازنشسته شود. اگر بتوانيم اين كار را انجام دهيم، معلوم مي شود ما تازه از اين عمر پشت سر گذاشته شدهو از اين تجربه هايي كه بدست آورده ايم مي خواهيم براي يك مرحله تازه و نوين استفاده كنيم. و معلوم مي شود تشكيلات توانسته است خود را به انقلاب برساند . اين فرزند انقلاب توانسته است همپاي انقلاب و الن شور و التهاب و توقعات انقلاب پيش بيايد. و آن وقت مي شود روي آن حساب باز كرد. اين مقطع، مقطع حساسي است.


علائم حياتي مجموعه

مسأله جنبش دانش آموزي يعني اينكه بالاخره اتحاديه مي خواهد آن وظيفه و رسالتي را كه نسبت به انقلاب اسلامي دارد، با مخاطب قرار دادن همه دانش آموزان به ويژه در مقطع متوسطه، به سرانجام برساند. ما مي خو.اهيم با اين اقدام بتوانيم آن رسالتي را كه نسبت به پيام انقلاب داريم و آن رسالتي را كه در شور انگيزي بين دانش آموزان، تقويت هويت انقلابي و ديني آنها داريم، انجام دهيم. براي تشكيلات ما هم از اين جهت اين مسأله حياتي است، احساس مي كنيم از اين جهت حضورپر رنگ و پر جاذبه اي نداريم. يعني آن سهمي كه از يك تشكلي با اين مختصاتي كه ما داريم انتظار مي رود، در حال حاضر تقديم به انقلاب و آرمانهاي انقلاب نمي شود. از طرفي هم براي خود اين تشكيلات به عنوان يك مجموعه فرهنگي حاضر در صحنه دانش آموزي، خيلي مهم است كه بتواند به روز موج آفرين باشد و حرف تازه بزند. اين ها علائم حياتي براي مجموعه اي مثل ما مي باشد. من به دوستان عزيز هم عرض كردم كه شما اگر نتوانيد در اين مرحله توده دانش آموزي را مخاطب خود قرار دهيد، همين طور كه با كاهش انگيزه هسته هاي مركزي اتحاديه مواجه بوديم. اين افت انگيزه ادامه پيدا خواهد كرد، و به شرايطي خواهيم رسيد كه بگويند حضور انجمن اسلامي در يك مدرسه چه فايده اي دارد؟ يعني همچنان اين انگيزه ها افت خواهد كرد. و اين همان است كه ما بايد همه از آن بترسيم و نگران باشيم كه يك وقت چنين اتفاقي نيفتد. پس اين مقطع از اين جهت برا ي ما خيلي حساس است و نتايج آن مي تواند به نظر من ادامه حيات اين تشكيلات يا عدم آن تلفي شود. اين كه عرض مي كنم بدين معنا نيست كه حالا مثلاً ما تشكيلاتي به نام اتحاديه انجمن هاي ااسلامي دانش آموزان را در اسم داشته باشيم يا نداشته باشيم، مي تواند اين اسم ادامه پيدا كند، اما به نظر من آن چيزي كه بشود روي آن حسابي كرد نخواهد بود.


رسالت انقلابي و ضرورت تشكيلاتي

از همه دوستان خواهش مي كنم كه به مسأله ي جنبش دانش آموزي جدي فكر كنند. هم به عنوان يك رسالت انقلابي و هم به عنوان يك ضرورت تشكيلاتي، براي آن وقت بگذارند. همه بايد بيايند وسط اين ميدان و سهم خود را به عهده بگيرند. تلقي ما اين نيست كه جنبش دانش آموزي يك تشكيلات ديگري است در كنار اين تشكيلات موجود. اين تلقي هم نيست كه يك برنامه اي است در كنار برنامه هايي كه داريم. مثلاً ما يم برنامه داريم، هيأت انصار المهدي است، خيمه هاي معرفت داريم، نشست هاي مختلف سياسي و امثال اينها داريم، بياييم يك برنامه اي هم اضافه كنيم در كنار اين برنامه ها و اسم آن را بگذاريم جنبش دانش آموزي. هر دوي اين ديدگاه ها خطاست. جنبش دانش آموزي همان طور كه مكرر گفتيم يك نگاه تازه است كه به تمام فعاليت هاي دورني تشكيلات ما خواهد داشت.  و هم آثار خاص خود را در ارتباط ما با مخاطبان دارد.


استقبال دانش آموزان

چند نوبت هم در محيط هاي دانش آموزي، طي اين مدتي كه مسأله را اعلام كرده ايم، اين قضيه را آزمايش كرديم. آخرين مورد آن همين امروز بود. در يك جمع 800 نفري دانش آموزان در تهران. اگر چه من خيلي متأثر شدم كه در يم دبيرستان 800 نفري سرزنده بسيار قبراق در تهران اثري از انجمن اسلامي نديديم. آن جا هم من همين مسأله را در جمع آنها مطرح كردم. در يك دبيرستان پسرانه در تهران اين مسأله طرح مي شود  و شما عكس العملهاي خيلي خوب از اين بچه ها مي بينيد. از نگاهشان از برخوردشان از مواجه شان از حسن استماعشان. خياي از خود ظرقيت نشان دادند در فهم جنبش دانش آموزي، گويا به اين بچه ها يك هويت تازه اي مي دهد. اين محسوس است. و قتي خوب رايشان تبيين مي شود، احساس شخصيت مي كنند، متوجه مي شوند كه در جريان انقلاب روي اينها يك حساب تازه اي مي شود. قبل از اين هم در جمع هاي ديگر دانش آموزي اين مسأله مطرح شده است و نشان مي دهد كه چه اقدام به جا و به هنگام و درستي است. بعضي از استانها رفته اند وسط ميدان و از ما هم پيشي گرفته اند. به سرعت وارد ميدان شده اند. بالاخره ما منتظر يك جنب و جوش هستيم. از خود كلمه جنبش مي بارد كه بالاخره نشاط و حركت و ظهور و بروزي بايد به دنبال داشته باشد. و الا اگر بگوييم بنا است فعلاً در محيط هاي كارشناسي و به اصطلاح اتاق فكرمان يك مدتي مطالعه كنيم ببينيم واژه جنبش معنايش چيست وبعد حوزه ها ي مختلف مسأله را بررسي كنيم، به نتيجه نخواهيم رسيد. مي خواهم بگويم براي اين كار وقت نداريم. خيلي سريع تر از اين حرف ها اين اتفاق بايد بيفتد. به هر حال دوستان آمده اند وسط ميدان، منتها خيلي جدي تر و با يك شتاب بيشتر توقع داريم اين مسأله دنبال شود. و همه عزيزان هم سهم خود را ادا كنند. من خودم إن شاء الله سعي مي كنم همچنان كار را در بخش هاي مختلف آن با همين حساسيت پيگيري كنم و اميد وارم إن شاء الله مجموعه به همفكري مناسبي و يك هماهنگي فكري در اينم زمينه برسد. اگر ابهاماتي واقعاً در اصل مسأله و در ابعاد گوناگون آن وجود دارد، بالاخره من سهم خود را عمل خواهم كرد. دفتر ما إن شاء الله با اين نگاه فعاليت خواهد كرد. در حوزه اجرايي و شوراي مركزي هم بحمد الله تحرك خوبي در اين زمينه است.


تأييد امام المسلمين

اين كار اگر خوب شروع نشود نمي تواند خوب ادامه پيدا كند. ما اين را اعلام كرده ايم و چاره اي هم از اعلام اين مسأله نبوده است. بحث جنبش مطرح شده است، مصاحبه شده است. خيلي ها كه بايد در جريان قرار بگيرند، در جريان قرار گرفتند. از همان نقطه اول، مسأله در خدمت رهبر عاليقدر مطرح شد، نه در اين جلسه كه عمومي بود، در آن جلسه كه من خصوصي خدمتشان مسأله را مطرح كرده بودم، خيلي ايشان پسنديدند. من ديديم آقا خيلي جوان تر از ما هستند. هم از تعبير جنبش دانش آموزي خيلي خوششان آمد، هم از روحي كه ما مي خواهيم در اين ماجرا جريان پيدا كند و اين كه بايد موجي را در فضاي دانش آموزي ما به وجود بياورد. اگر طرحي محضر امام المسلمين مطرح شد، ديگر آخر خط است. من نمي دانم بهتر از اين در شكل ماجرا چه شكلي را مي خواهيم داشته باشيم. اين نقطه اي بود كه وقتي مطرح شد آقا اصلاً شكفته شدند. و تعبيرهايي گوناگون حاكي از رضايت ايشان نسبت به اين طرح. ايشان به آقاي محمدي گفتند ببينيد كار اگر دست اهل آن باشد، چه چيزهايي مي تواند از آن به دست بيايد.


خود راه بگويدت كه چون بايد رفت

خب اين مرضي آقا است. اين گفتمان، اين موج، اين حركت و ايجاد آن و اينكه اتحاديه متولي اين كار باشد. بتواند دانش آموز ها را مخاطب قرار دهد و اين شور انقلابي را به آنها منتقل كند. و بالاخره در مواجهه با امواج خطرناكي كه براي استحاله هويتي اين نسل مي آيد، مقابله كند. پس إن شاء الله همه بيايند وسط اين ميدان. ما هم آن جمله آقا را در آن جلسه شوراي مركزي و كادر مركزي اتحاديه كه خدمتشان شرفياب شديم تكرار مي كنيم كه : خود راه بگويدت كه چون بايد رفت. آقا فرمودند، برويد جلو إن شاء الله.

 البته اين اصلاً منافاتي با اينكه ما بايد حتماً عقبه ي كارشناسي قوي برا ي اين كار بچينيم ندارد. منتهي گاهي وقتها كه مي گوييم كار را كار شناسي كنيم، مخصوصاً حالا در فرهنگ ما يعني ديگر فاتحه آن را بخوانيم. وقتي موكول كنيم به كار كارشناسي،  يعني حالا تابررسي شود و اين جلسه و به آن جلسه ديگر  و حالا تا متني تدوين شود و .......، معناي آن اين خواهد بود كه ديگر اميدي به يك چنين كاري نيست. اما يك وقت مي گوييم كار شناسي، ناظر به مبدان است، ناظر به ضرورت هاست. آن افرادي هم كه مي خواهند نظر بدهند، دستشان در كار است. حس و حال مسأله را دارند. اين همان چيزي است كه ما يك سر سوزن نبايد از آن كوتاه بياييم. از اين كه بايد باشد، نظر اهل آن گرفته شود، مشورت هاي خوب در اطراف كار شود. ما در حال حاضد اين ها را انجام مي دهيم. به هر حال ما نمي توانيم خيلي معطل آن بخش ها باشيم. از همين موجودي خودمان بايد استفاده كنيم. فكرمان را به هم پيوند بزنيم. خودمان ابتكار كار را به دست بگيريم و جلو برويم.


برنامه 8 ساله اتحاديه

اين نكته اي بود كه مي خواستم تأكيد ويژه اي داشته باشم. ساير مطالب را به سرعت مرور مي كنيم. يكي اينكه با همين نگاه هر چه سريع تر برنامه سال 83 در دستور كار دوستان قرار بگيرد و تدوين كنند و توقعي كه من از شوراي مركزي دارماين است كه در واقع چشم انداز و خطوط اصلي برنامه هاي ما را تا پايان دهه هشتاد خيلي سريع تدوين كنند. يعني در واقع مطالب عنوان شده در ارتباط با جنبش دانش آموزي را به عنوان خطوط اصلي اين برنامه ها تلقي كنند. آن سياست هاي كلي كه بايد بر برنامه حاكم باشد و البته يك مقدار دقيق تر و روشن تر از اين هم إن شاء الله ما خدمتشان تقديم خواهيم كرد. بالات راز اين هم مي شود رفت، به شرط اينكه ما از انجام اين كار سربلند بيرون بياييم. بار يسال 83 هم بايد نگاه اين باشد كه اين سال مدخلي است به اين فضاي جديد كه ما از خودمان بيرون مي آييم و مي خواهيم يك حركت گفتماني را در محيط دانش آموزي دامن بزنيم. اين سال اول برنامه است بنا بر اين بايد با اين نگاه برنامه را تدوين كنند. اولويت ها را به همين ترتيب لحاظ كنند. و تا اسفند ماه ما بايد در جريان محتواي برنامه قرار بگيريم و تا قبل از ورود به سال 83 امضاء شده ابلاغ شده باشد و همه توجيه باشند كه بالاخره سال 83 را چطور مي خواهيم شروع كنيم.


تقويت پشتوانه كارشناسي

از اينكه من ميبينم در سطح دوستان عزيز ما اين نگاه هاي كار شناسي تقويت شده است. همان توقعي كه ما از ستاد مركزي اتحاديه داريم، خيلي حقيقتاً من خوشحالم. هم شوراي مركزي اين نگاه را دارد و هم در حوزه اجرايي بحمد الله اين ديدگاه وجود دارد. اين همان نكته اي بود كه سال گذشته هم تأكيد كردم. گفتيم كه ما بايد نسبت به كيفيت برنامه هايي كه انجام مي دهيم، اهتمام داشته باشيم و اين هم نمي شود مگر اين كه اين عقبه فكري و مطالعاتي كار و كار شناسي كار تقويت شود. خوب بحمد الله اين نگاه الان وجود دارد. و اين اسباب خوشبختي است. و اميدوارم همچنان ادامه پيدا كند. فقط يك نكته اي را بايد حتماً در كنار تقويت حوزه هاي كارشناسي مان لحاظ كنيم. همچنان كه بناست مجموعه ما در آن ميدان پارتيزاني عمل كند ، بخش هاي كارشناسي و پژوهشي ما هم بايد همين نگاه را داشته باشند. تا بالاخره ما بتوانيم راحت و هموار اين مسير را طي كنيم.

نكته دوم هم اين است كه حوزه هاي كارشناسي بايد به گونه اي با بخش اجرا هماهنگ باشد كه اسباب اختلال در اجرا را به وجود نياورد. و الا آن وقت تبديل خواهد شد به مديريت شورايي. و مديريت شورايي نه در گذشته جواب داده است نه امروز جواب مي دهد و نه در آينده جواب خواهد داد . ما تجربه هاي خوبي از اين جهت نداريم. ما بايد از حوزه شورايي در كارشناسي ها و رد مطالعه آن بخش ها استفاده كنيم. آن مواردي هم كه بايد به صورت خطوط كاري و راهبردي در برنامه ها لحاظ شود، توقع داريم در همان جلسات طبق همان نظام تشكيلاتي خود تدوين شود و در اختيار حوزه اجرايي قرار بگيرد. ولي بعد از آن بايد دست حوزه اجرا براي عمليات و تلاش و كار باز باشد. اين بخش ها به شكل منطقي با حوزه هاي اجرايي هماهنگ شود كه دچار چنين آفتي نشويم. اين آفت كمتر از نداشتن كارشناسي نيست. بايد خطوط كار، آن جايي كه بايد كارشناسي شود، آن جايي كه بايد نظر سنجي شود، آن جايي كه بايد با كارشناسان گوناگون گفتگو شود، اين ها به سرعت انجام شود. سپس در ميدان عمل، دست حوزه اجرايي بايد كاملاً باز گذاشته شود. در عين حال از آن طرف بايد نظارت شود، يك نظارت درست و دقيق هم روي كار وجود داشته باشد، كه آن چيزي را كه ما به عنوان خطوط كار طراحي كرده ايم در ميدان اجرا هم همان اتفاق بيفتد.